مرتضى راوندى
31
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و به اين طريق مزاوجت گروهى بتدريج غيرممكن مىشد و بالاخره خانوادهء « سندياسميك » « 52 » جاى آنها را گرفت . در اين مرحله يك مرد با يك زن زندگى مىكند ولى تعدد زوجات و رابطه داشتن با زنان ديگر يكى از حقوق مردان است درحالىكه در مدتى كه زن و مرد زندگى مشتركى دارند زن بايد كاملا نسبت به مرد وفادار باشد و زناى او با كمال قساوت تنبيه مىشود . در اين مرحله روابط زناشويى از هردو طرف به آسانى قابل قطع كردن است و فرزند چه قبل از قطع كردن رابطهء ازدواج و چه بعد از آن ، متعلق به زن است . مرگان در پايان بحث خود چنين نتيجه مىگيرد كه دايرهء زناشويى كه در اصل كليهء قبيله را دربر مىگرفت و كليّهء افراد زن و مرد مىتوانستند باهم زن و شوهر باشند ، دائما كوچكتر شد . اول خويشان نزديك بعدا دور تر و بازهم دور تر ، از ازدواج با يكديگر محروم شدند ، تا آنكه هرگونه ازدواج گروهى عملا غيرممكن شد . در نتيجهء ازدواج اعضاى ژنسهايى كه با يكديگر همخون نيستند ، چه از لحاظ صورى و چه از لحاظ معنوى ، يك نژاد نيرومندتر به وجود آمد و جمجمهها و مغزهاى جديد از جهت استعداد و نيروى تفكر و تعقل بمراتب از پدران خود قويتر بودند . حال ببينيم هريك از خانوادههايى كه ذكر كرديم ، به كدام دورهء تاريخى تعلق دارد . طبق نظر دانشمندان ، خانوادهء سندياسميك در سرحد دورهء توحش و دورهء بربريت ظهور مىكند ، همانطور كه ازدواج گروهى مشخصكنندهء دورهء توحش ، و مونوگامى مشخصكنندهء دورهء تمدن است ، خانوادهء سندياسميك مشخص كنندهء دورهء بربريت مىباشد . نخستين پيشرفتهاى صنعتى در عصر توحش به عقيدهء ويل دورانت بعيد نيست كه انسان پس از مشاهدهء حيواناتى نظير شمپانزه كه چيزى شبيه كوخ بنا مىكند و سگ آبى كه بر روى رودخانه سد مىسازد و ميمونها كه به دشمنان خود سنگ پرتاب مىكنند ، متوجه ساختن افزارها و وسايلى براى تأمين آسايش خود شده باشد . باستانشناسان در يكى از غارهاى بيستون آلات و ادوات و برخى از بقاياى انسانهاى عصر حجر قديم را به دست آوردهاند كه محتملا مربوط به 75 هزار سال قبل از ميلاد است . مردم آن دوران در غارها يا سوراخهايى زندگى مىكردند و اين حفرهها را با شاخههاى درختان و يا پوست حيوانات شكارى مستور مىنمودند و به حيات ناپايدار خود از راه شكار و صيد ادامه مىدادند . شكارچيان آن عصر براى آنكه طعامى به دست آورند به دو دسته تقسيم مىشدند ، عدهاى مسلح منتظر مىشدند تا دستهء ديگر حيوان شكارى را نزد آنها برانند . مدتها طول كشيد تا انسان به اختراع تير و كمان توفيق يافت و توانست حيوانات تندرو نظير آهو و گوزن را به آسانى از پاى درآورد . شايد چوبدستى و عصا قديميترين چيزى باشد كه انسان براى خود ساخته و از آن در كارزار و فعاليتهاى كشاورزى استفاده كرده است . به عقيدهء « پيرروسو » تحقيقات و مطالعات فكرى بشر در پيرامون احوال جهان ، ابتدا خالى از دقت و با ترس و وحشت انجام مىگرفت بطورى كه همهء نمودهاى طبيعى را به قواى اسرارآميز و ماوراء الطبيعه نسبت مىدادند . « اما بتدريج منطق و استدلال و نتايج تجارب را نيز به حساب آوردند و به اين طريق به شامخترين قلل
--> ( 52 ) . Syndiasmique